گم شدن در طبیعت

1
13

مجله ورزشی– هراز چندگاهی اخبار ناگواری درباره گم شدن طبیعت‌ گردان یا کوهنوردان در رسانه‌ها به گوش می‌رسد که گاهی با تلاش مردم و استفاده از مهارت‌های گم‌شدگان ماجرا ختم به خیر  و گاهی نیز در کمال تاسف به قیمت جان گم‌شدگان تمام می‌شود.

برای آنکه طبیعت زیبا قاتل جانمان نشود باید هنر زنده ماندن در طبیعت را آموخت.

اولین سفارش اکیدم آن است که بدون راهنما و سرگروه خوب به طبیعت ناآشنا پا نگذاریم. طبیعت با همه زیبایی می‌تواند سخت بی‌رحم باشد. پس از انتخاب، باید از سرگروهی که انتخاب شده حرف‌شنوی داشت.

نترسید! ترس که به شما چیره شود، توانتان تحلیل می‌رود. با افراد کم‌تجربه و ترسو به دل طبیعت نزنید. ترسوها باعث می‌شوند بقیه هم نتوانند درست فکر کنند. خاطرم هست یک بار در منطقه‌ای از لرستان که به گفته بومی‌ها خرس و پلنگ داشت، از کوه پایین می‌آمدیم. به کنار رودخانه که رسیدیم، هوا تاریک شد و در فضایی که در روشنایی روز بسیار زیبا می‌نمود، حالا بازی سایه‌ها محیطی خوف‌آور ایجاد کرده بودند.

در آن تاریکی سوسوی کرم شبتابی نظرمان را جلب کرد. همه اینها باعث هراسی در دل رفیق همراهم شد که ناچار ۳ ساعت دیرتر از زمانی که باید به مقصد رسیدیم. نکته مهم دیگر اینکه همیشه در طبیعت توان خود را مدیریت کنید و تا لحظه آخر مقداری آب و غذا همراه داشته باشید. داشتن امکانات مناسب به‌خصوص در زمستان بسیار مهم‌تر است چون امکان پیدا کردن غذا در زمستان کمتر است و سرما نیز می‌تواند فرد را از پا دربیاورد.

چه وقت ما متوجه می‌شویم که در طبیعت گم شدیم؟

مهارت‌هایی برای پیدا کردن راه وجود دارد که انسان از زمان غارنشینی به کار بسته و هنوز هم کارایی دارند، مانند دنبال کردن ردپای حیوانات یا ستاره‌ها یا طلوع و غروب خورشید.

بهترین تعداد برای گروهی که به طبیعت می‌روند، ۴ نفر است. نفر جلویی باید نشانه‌گذاری کند. این نکته‌ای است که حتی در یک پیک‌نیک خانوادگی هم باید به خاطر سپرد.

همراه با رفتن به جلو و نشانه‌گذاری، باید به پشت سر هم نگاه کرد. در مواردی افرادی که به دلیل نگذاشتن نشانه‌ها گم می‌شوند در یک مسیر دایره‌ای دور می‌زنند و دوباره به جای اول می‌رسند. گم شدن در طبیعت احساس بسیار ناخوشایندی است. در یک لحظه حواس مختل می‌شوند و یک آن انسان به هم می‌ریزد.

گم شدن فقط مختص خشکی نیست.

شناگران ماهر بسیاری را دیدم که با اطمینان از اینکه خط ساحل را می‌بینند، پیش رفته‌ و در یک لحظه که دریا طوفانی شده، در دریا گم شده‌اند.

اولین مهارت یک طبیت‌گرد باید هنر زنده ماندن در طبیعت باشد.

گیاهان و تهیه آب در طبیعت را باید شناخت، اما این شناخت فقط از طریق خواندن به دست نمی‌آید. پیش از آنکه طبیعت گرفتارمان کند، بهتر است در گشت و گذارهایمان مهارت های زنده ماندن مانند آب گرفتن از گیاه با استفاده از کیسه پلاستیک یا آتش روشن کردن بدون کبریت یا حتی درمان مارگزیدگی را تمرین کنیم.

چوپان‌های محلی از راهنماهای خوب برای طبیعت‌گردی هستند. دوستانی که از شهر برای گذراندن روزی در طبیعت می‌روند، خود را از جامعه بومی محل جدا ندانند و تجربیات و مهارت‌هایی را که می‌توانند از افراد محلی بیاموزند، دستکم نگیرند و فکر نکنند به صرف مطالعه بیشتر رموز پیچیده طبیعت را بهتر می‌دانند.

گاهی توصیه‌ای را که از یک چوپان یا روستایی می‌شنوید، در هیچ کتابی پیدا نکنید. طبیعت افرادی را که تنها با ادعا به سویش می‌آیند له می‌کند.  از این گذشته تعامل با افراد محلی فضایی از تفاهم ایجاد می‌کند تا آنها طبیعت‌گردان را دشمن خود فرض نکنند و با تقویت اقتصاد بومی دلگرم حضور آنها باشند.

یک نکته بسیار مهم را هم در پایان بگویم که در گشت و گذارتان در طبیعت چشم از بچه‌ها برندارید و آنها را لحظه‌ای به حال خود رها نکنید.

✍️سید نادر صادقی راد

رفتار شناس حیوانات

1
دیدگاه بگذارید

برای نظر دادن لطفا وارد شوید
1 رشته نظرات
0 پاسخ های رشته‌ای
1 دنبال کنندگان
 
نظر با بیشترین واکنش
داغ‌ترین رشته نظر
1 نویسندگان نظر
ایلتای سعیدی نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
به من اطلاع بده از
ایلتای سعیدی
مدیر

سلام

ممنون از مطلبتون، منبعی میتونید معرفی کنید که پیدا کردن راه با ستاره ها رو توضیح بده، علاقه دارم در این مورد بیشتر بدونم