استیوی جی؛ مردی که هیچوقت تنها قدم نمی‌زند

2
73
مروری بر زندگی نامه ورزشی استیون جرارد

مجله ورزشی – درست مثل فرانچسکو توتی برای آ. اس رم و مانند پائولو مالدینی برای میلان، او هم نماد و اسطوره ای فراموش نشدنی برای لیورپول است. می گوید زمانش رسیده که از آنفیلد جدا شود. سمبل وفاداری فراتر از فوتبالی. کمتر کسی رابطه ای اینقدر عاشقانه با باشگاهی که در آن بازی می‌کند دارد. افتخارات فراوانی کسب شده توسط چرارد شاید با ضعیف ترین لیورپول دوران ولی اسطوره ها با جام مقایشه نمی‌شوند، وفاداری او به اندازه هر ۵ سی ال باشگاه ارزشمند است. پس از دیدیه دشان، جوان‌ترین کاپیتانی است که جام باشگاه‌های اروپا را بالای سر برده‌است. جرارد هم توانایی بازی به عنوان هافبک میانی را داشت، هم هافبک راست و حتی دفاع راست. سبک بازی و عملکردش در داخل میدان باعث شده تا لقب جیمز باند یا ۰۰۷ به او داده شود. مردی که از کوخ به کاخ رسید و هیچوقت حاضر به رها کردن معشوق نبود. بازیکنی که به نوعی هر وقت اسم او را می شنویم، ناخودآگاه تعصب مثال زدنی وی در تیم لیورپول و آنفیلد را به یاد خواهیم آورد.

استیون جورج جرارد ملقب به استیوی جی متولد ۳۰ مه ۱۹۸۰ در منطقه ویتسون شهر مرسی‌ساید انگلستان می باشد. جرارد در وست‌دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می‌رفت. جرارد به جز سال آخر دوران بازیش که در لس آنجلس گلکسی بازی کرد. تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده‌ است. او فوتبالش را در ویستون جوینور که تیمی محلی بود، شروع کرد و در ۹ سالگی سر از لیورپول درآورد. در واقع استعدادیاب های آنفیلد او را کشف کردند. پسرعموی استیون جرارددر فاجعه هیلزبرو در ۱۰ سالگی کشته شد. جرارد، در فصل آخر کتاب بیوگرافیش، نوشته بود که من برای ((جان)) بازی می‌کنم. او در شهر (هویتون) بزرگ شد و دوران كودكی خود را در آن شهر گذراند. جرارد یا به قول دوستانش (استیوی جی) بازیكنی است كه عاشق دویدن‌های تیز از مركز به سوی خط حمله بود. فرارهای طولانی مدت و شوت زدن در كنار توانایی خوب در تكل نمودن سبب شده بود كه او به بازیكنی بدل شود كه هر مربی‌ای آرزوی داشتن آن را دارد. دکترها می گفتند استیون یک بچه معمولی نیست. حق با آنها بود. چون از فوتبال سیر نمی شد. او می خواست در همه چیز بهترین باشد. همیشه با بزرگتر از خودش بازی می کرد و آن قدر خوب بود که در هشت سالگی او را به لیورپول پیشنهاد دادند. جرارد با یک نقص در پا متولد شد، CLUBFOOT که پای خود را معکوس و پایین پیچ کرده بود. او فوتبال عامیانه را در نزدیکی باشگاه اورتون شروع کرد، کم کم به اورتون علاقه مند شده بود، او از گودیسون پارک چندین بار دیدن کرد اما سرنوشت او را به سمت قسمت قرمز بندر برد.

https://www.tarafdari.com/sites/default/files/users/user259193/status/img_20190531_035823_094.jpg

نخستین قرارداد رسمی اش با این تیم را هم در تاریخ پنجم نوامبر ۱۹۹۷ به امضا رسانده است.. لیورپول آن روزها مردان میانی سرشناس داشت: استیو مک منمان، جمی ردنپ، پاتریک برگر، پل اینس، دنی مورفی… جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. جرارد در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلکبرن با وگارد هگم تعویض شد. وقتی در ۲۹ نوامبر ۱۹۹۸ در آخرین دقیقه دیدار لیورپول – بلکبرن جای وگارد هگم را گرفت کسی تصور نمی کرد آن پسرک هجده ساله لاغر خجالتی، خط میانی باشگاه را زیر و رو کند. اولین ۹۰ دقیقهٔ جرارد در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این‌که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. جرارد در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.

او از ۹ سالگی و از سال ۱۹۸۹ تا سال ۹۸ برای تیم‌های پایهٔ لیورپول بازی می‌کرد و از سال ۹۸ به بعد برای تیم بزرگسالان بازی کرد. در سال ۲۰۰۱ جرارد به عنوان بازیکن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازیکنان حرفه‌ای» انتخاب شد. در همان فصل جرارد به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آن‌ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند. استیون جرارد در اوایل حضورش در لیورپول، مجبور به بازی در پست دفاع وسط و حتی دفاع راست شد اما به قدری استعداد و نبوغ داشت که مربی اش را مجاب کرد تا از او در کنار جیمی ردنپ در خط هافبک استفاده نماید.

در عرض ۳-۴ فصل به قدری خوب ظاهر شد که حتی ژرار هولیه سرمربی وقت باشگاه لیورپول بازوبند کاپیتانی را در سال ۲۰۰۳ از سامی هوپیا گرفت و به استیوی داد. در اكتبر سال ۲۰۰۳ كاپیتان تیم خود شد. پاییز ۲۰۰۳ بود که بازوبند کاپیتانی را از سامی هیپیا گرفتند و به بازوی او بستند. به بازوی استیون جرارد، پسری از ویستن ده هزار نفری در مرسی ساید، یک لیورپولی اصیل. جرارد بازیكن سخت‌گیری بود و هم‌تیمی‌هایش امیدوار بودند او با كاپیتان‌ شدنش مقداری از این فشار را از روی آنها بردارد. مایكل اوون، هم‌تیمی آن زمان جرارد در زندگینامه خود می‌نویسد كه چقدر از اینكه جرارد كاپیتان شد خوشحال شد زیرا فكر می‌كرد بدین ترتیب كمتر او را تحت فشار قرار خواهد داد.

https://www.tarafdari.com/sites/default/files/users/user259193/status/img_20190531_035908_755.jpg

در سال ۲۰۰۴ چلسی مذاکراتی برای خرید او داشت اما در لیورپول ماند. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می‌گویند جرارد می‌خواست پیش دوستان و خانواده‌اش بماند، بعضی می‌گویند مربی جدید لیورپولی‌ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می‌گویند طرفداران لیورپول جرارد را به مرگ تهدید کرده بودند. بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید جرارد وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی‌خواهد، این‌جا می‌مانم!». نه گفتن به میلیونرهای چلسی آسان نبود، ولی او گفت نه. او می توانست راهی استمفورد بریج شود و مدالی را به چنگ آورد که هرگز آویزان نکرد: مدال قهرمانی لیگ را. ولی در آنفیلد ماند، ماند تا یکی از شمایل های لیورپول شد.

در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاه‌های اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می‌داند. اما مهم ترین گل دوران حرفه ای استیوی جی، او گلی است که در فینال جام باشگاه‌ةای همان سال در ۲۵ می ۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. فینال فصل ۰۵-۲۰۰۴ لیگ قهرمانان اروپا، کامبک رویایی او و هم تیمی هایش برابر میلان و قهرمانی پنجم این تیم در اروپا، هیچگاه از یاد و خاطر فوتبال دوستان و علاقه مندان به باشگاه لیورپول نخواهد رفت. آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی‌ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی جرارد خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتاً با درخشش دودک جام قهرمانی به قرمزها رسید. بسیاری از میلانی ها او را برای آن شیرجه و تکیه به چهره ای آمیخته به معصومیت که کولینا را تحت تاثیر قرار داد نکوهش کردند، ولی آن چه او در نیمه دوم آن نبرد تاریخی انجام داد اوج نمایش یک رهبر واقعی در میدان بود. حق با «جان چمپیون» گزارشگر مشهور بود که گفت لیورپول در همان ثانیه هایی که دست های جرارد مثل یک رهبر واقعی برای تحریک تماشاگران پس از گل اول در آتاتورک به آسمان بلند شده بود، میلان را شکست داد! خود جرارد در مورد آن بازی گفته‌است:«چگونه می‌توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» جرارد در آن مسابقات به عنوان باارزش‌ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.

https://www.tarafdari.com/sites/default/files/users/user259193/status/img_20190531_035844_005.jpg

جرارد در فینال جام حذفی مقابل وستهام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم جرارد در وقت‌های تلف‌شدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل جرارد از طرف برنامهٔ مشهور «MATCH OF THE DAY» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل‌های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ جرارد در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشته‌است. جرارد به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وستهام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاه‌های اروپا (۲۰۰۵ مقابل آث میلان). در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازیکنان حرفه‌ای» به عنوان بازیکن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود. پائولو مالدینی در موردشگفته بود:

 او در زمین همیشه ساکت است اما الهام بخش تمام هم تیمی هایش است.

او نه گلزن بود، نه یک بازیکن فانتزی، نه یک هافبک دفاعی خشک و بی روح که فقط تکل بزند و درگیر شود، نه یک مدافع قلدر بلکه همه این قابلیت ها با یکدیگر ممزوج شده و در وجود استیوی جرارد تبلور یافته بود. پاس هایش فانتزی ترین بود، وقتی تکل می زد و درگیر می شد از بهترین مدافعان و هافبک های دنیا نیز بهتر عمل می کرد، گل می زد، پاس گل می داد و یک رهبر واقعی واقعی واقعی بود. مروارید سیاه فوتبال برزیل از بازیکنانی است که به سبک بازی جرارد علاقه زیادی دارد. او درباره این بازیکن انگلیسی گفت:

جرارد یک بازیکن تراز عالی با کیفیت های جهانی است. من اگر هدایت هر تیمی را برعهده داشتم آرزویم این بود که بازیکنی مانند جرارد را در اختیار داشته باشم. برزیل به بازیکنی مانند جرارد نیاز دارد. از نظر من او بهترین هافبک فوتبال جهان است. جرارد ممتاز است

سال ۲۰۰۵ می‌توانست توپ طلا ببرد اما جادوی رونالدینیو مانع شد، شاید نوع بازی جرارد خیلی به درد توپ طلا نمی خورد، هرچه که بود جرارد به توپ طلا نرسید.

Related image

سال ۲۰۰۷؛ بعد از دو سال، میلان و لیورپول بار دیگر در فینال چمپیونزلیگ مقابل هم قرار گرفتند و این بهترین فرصت برای روسونری بود تا انتقام شکست تلخ در استانبول را بگیرد. همه شرایط هم برای قهرمانی شاگردان آنچلوتی فراهم بود. قهرمانی آنها در سال ۱۹۹۴ در همین ورزشگاه رقم خورده بود و در پیروزی آنها در سال ۲۰۰۳ برابر یوونتوس هم یک داور آلمانی (مارکوس مرک) بازی را قضاوت کرده بود (در سال ۲۰۰۷، قضاوت دیدار نهایی برعهده هربرت فاندل از آلمان بود) اینزاگی در هر نیمه یک بار دروازه پپ رینا را باز کرد و اگرچه کوئیت در ثانیه های پایانی بازی یکی از گل ها را جبران کرد اما معجزه ای رخ نداد تا هفتمین قهرمانی میلان در اروپا بار دیگر در آتن رقم بخورد. دوسال بعد بازهم کار نیمه تمام، نیمه تمام باقی ماند، در شرایطی که به اندازه یک قهرمان عادی امتیاز گرفته بودند، در لیگ دوم شدند. بنیتز رفت و مربیانی مثل دالگلیش و راجرز هم نتوانستند، کاپیتان را به آخرین هدفش برسانند. فقط یک لیگ کاپ نصیبشان شد.

سال ۲۰۱۴ لیورپول، بهترین ترکیب سال های اخیرش را داشت، سوارز و استرلینگ درحد و اندازه های یک فوق ستاره ظاهر شدند، به نظر به پایان انتظار نزدیک می‌شدیم اما ۲۴ آوریل ۲۰۱۴؛ یک برد دیگر حاصل می‌شد، از ماه مه ۱۹۹۰ تاکنون تقریبا مسجل می‌شد، اما در آن عصر لعنتی در آنفیلد که یک لیز خوردن بد موقع جام قهرمانی لیگ برتر انگلیس را از دستانش ربود. استیون جی همانیست که از سکوی قهرمانی استانبول به مرد زمین خورده آنفیلد سال ۲۰۱۴ بدل شد. استیون جرارد بار ها از کاخ به کوخ نقل مکان کرده است. شاید اگر یک نفر باشد که بداند چگونه می شوند یک کاخ را ویرانه کرد و دوباره آن را به بنایی با مجلل تبدیل کرد، استیون باشد. جرارد درباره اشتباه مرگبار مقابل چلسی و از دست رفتن قهرمانی و اخراج زودهنگام مقابل منچستریونایتد در کتاب خاطراتش نوشت:

پشت ماشین نشسته بودم و اشک از چشمانم می‌ریخت. سال‌ها بود گریه نکرده بودم اما در راه منزل دیگر نمی‌توانستم جلوی گریه‌ام را بگیرم. اشک‌ها همینطور می‌آمدند. حتی نمی‌توانستم بفهمم خیابان شلوغ است یا خلوت. درد داشت من را می‌کشت. احساس کرختی می‌کردم. انگار یکی را در خانواده‌ام از دست داده بودم. انگار تمام ربع قرن حضورم در این باشگاه از من جدا شده بود. . یک پاس ساده در نزدیکی خط میانی به من رسید. هیچ چیز نبود. من رفتم که به توپ برسم اما زیر پایم لغزید. نقطه عطف اتفاق افتاد. من سر خوردم. من زمین خوردم. توپ رفت و به خط حمله ویرانگر چلسی رسید. من سر پا ایستادم و با تمام وجودم دویدم. دمبابا را طوری تعقیب کردم که انگار اگر به او نرسم جانم را از دست می‌دهم. می‌دانستم اگر به او نرسم نتیجه چه می‌شود اما بی‌فایده بود. نتوانستم جلو او را بگیرم.

جرارد

دمبابا گل زد. کار لیورپول تمام شد. لیورپول ۲-صفر باخت و منچسترسیتی قهرمان شد. طرفداران لیورپول، کل آنفیلد، دوباره می‌خواندند «تو هرگز تنها قدم نخواهی زد» اما جرارد خودش احساس تنهایی و انزوا می‌کرد. هواداران دیگر تیم ها با تمسخر می‌گفتند:«شما نزدیک بود قهرمان لیگ شوید، حالا بهتر است باور کنید که شما تنها نزدیک بود قهرمان لیگ شوید!». آنفیلد برای جرارد مانند یک آورد باستانی شده بود. د مقابل منچستریونایتد از بازی اخراج شد، این اتفاق تنها در ۳۸ ثانیه رخ داد.

كسی كه برنده خوبی است، بازنده بدی است و من بازنده بدی هستم. بعد از باخت كسی از من خوشش نمی‌آید(استیون جرارد)

در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه‌یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. با این که استیون جرارد یکی از ارکان‌های تیم ملی فوتبال انگلستان برای صعود به جام جهانی بود ولی خودش به علت مصدومیت جام جهانی ۲۰۰۲ را از دست داد.

جرارد در نزدیکی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می‌شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما استیون به بازی آمد و به همراه تیمش، پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور استیون در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه‌بانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود. جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی‌ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی‌هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.

استیوی در ۳ جام جهانی و ۳ یورو تیم ملی انگلستان را همراهی و در ۲ تورنمنت، بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بست.

پس از جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، رئال مادرید برای جذب جرارد به او پیشنهاد داد، اما بازهم لیورپول را رها نکرد. اعترافات ژوزه مورینیو درباره اینکه چندبار در خرید استیون جرارد عاجز مانده کافیست تا تو را بشناسیم مورینیو درباره او گفته بود:

من سعی کردم او را به چلسی بیاورم، سعی کردم او را به اینتر بیاورم، سعی کردم او را به رئال مادرید بیاورم. او همیشه یک دشمن عزیز برای من بوده است

Image result for ‫والپیپر استیون جرارد‬‎

آخرین گل ملی اش هم در انتخابی جام جهانی ۲۰۱۴ و مقابل لهستان به ثبت رسیده است. جرارد در آن بازی که با برتری ۲ بر صفر انگلیسی ها در ومبلی توام بود، گل دوم تیمش را وارد دروازه حریف کرد. تنها بازیکنی بوده که هم در فینال جام حذفی گل زده، هم در فینال جام اتحادیه، فینال لیگ قهرمانان و فینال جام یوفا، با این وصف یکی از مردان تلف شده نسل طلایی انگلیس بود. استیون جرارد در طول حضور خود در تیم ملی انگلیس ۱۱۴ بازی انجام داد. تنها سه بازیکن در تیم ملی انگلیس توانستند بیشتر از جرارد برای سه شیرها بازی کنند؛ پیتر شیلتون، وین رونی و دیوید بکام. جرارد ۲۱ گل برای تیم ملی انگلیس زد.

او یک تنه بزرگی یک تیم است. اعتبار و آبروی یک باشگاه. حرف از خداحافظی استیوی. جی از لیورپول چیزی شبیه کفر گفتن بود. انگار که قلب لیورپول از جا کنده شده باشد. در مرام هواداران لیورپول تنها گذاشتن وجود نداشت.سکانس آخر داستان عاشقانه جرارد و لیورپول، باشکوه هر چه تمام تر بود.

روز هفتم ژانویه ۲۰۱۵ باشگاه لس آنجلس گالکسی اعلام کرد که مبلغ ۹ میلیون دلار، استیون جرارد را به مدت ۱۸ ماه به خدمت گرفته است. جرارد آخرین روزهای فوتبالش را در آمریکا  گذراند، استیون جرارد بازیکن افسانه ای و سابق تیم های ملی انگلیس و لیورپول پس از مدتی حضور در MLS ترجیح داد تا از دنیای فوتبال خداحافظی کند. دوست داشت آخرین ضربه ها به توپش هم در لیورپول باشد. اما نشد. دنیله ده روسی، جرارد را الگوی خودش می‌داند:

برای ۱۰ سال او الگوی من بوده است. جرارد یکی از بهترین بازیکن جهان محسوب می شود و نمونه کامل یک هافبک است. او همیشه در میانه میدان جنگ است. او همه جا است؛ در دفاع، در وسط زمین و در خط حمله. دلم می خواهد روزی به نزدیکی های چنین سطحی برسم.

Image result for ‫والپیپر استیون جرارد‬‎

شاید او مثل مسی و رونالدو نتواند نظرات را جلب کند، اما چرا که نه. او هم می تواند به نوعی بهترین بازیکن جهان باشد. او قدرت پاسکاری عالی دارد. خوب تکل و گل می زند، اما مهم ترین چیزی که درباره او می توان گفت این است که جرارد به بازیکنان اطرافش اعتماد به نفس می دهد. این چیزی نیست که شما بتوانید یاد بگیرید این بازیکنان با چنین توانایی و قابلیتی متولد می شوند.

جرارد وارد عرصه مربیگری شد، کاپیتان سال های نزدیک لیورپول روی نیمکت تیمی نشسته است که نماد تعصب و وفاداری در اسکاتلند است. استیوی جی، همیشه بی آلایش بود.

هرچند با لیورپول هیچگاه به قهرمانی در لیگ برتر انگلیس دست نیافت، ولی به هیچ وجه نمی توان منکر ارزش های استیون جرارد کاپیتان ارزشمند تیم ملی فوتبال انگلیس و باشگاه لیورپول شد. ۷۱۰ بازی با پیراهن سرخپوشان، زدن ۱۸۶ گل و کسب ۹ جام ماحصل حضور او در لیورپول بوده است. با تکل هایش توپ ها را به چنگ آورد و مهاجمان را با پاس های بی نقصی به جلو راند. ساده قهرمان استانبول شد، هافبک چند منظوره ای که بین دو محوطه جریمه دوید و جنگید. میانه میدان را به چنگ گرفت، مهاجم سایه شد، همین طور یک گوش راست و حتی یک دفاع راست. راست پا بود ولی می توانست با پای چپ هم دروازه ها را باز کند. همه اینها به علاوه نواختن ضربه های آزاد ترسناک. حسرت قهرمانی لیگ برتر بر دلش ماند اما نامش تا ابد با حماسه استانبول عجین خواهد ماند. ساده لیز خورد و ساده از عشقش دل کند. جرارد باید هشتی که پشت پیراهنش بود را ۹۰ درجه می‌چرخاند تا معنای حضورش را لمس می‌کردیم. بازیکنی بی مانند و تکرار نشدنی که همه چیز را با هم و یک جا داشت. او در آنفیلد هیچ گاه تنها قدم نخواهد زد. یکی که شومن و سلبریتی نیست و مدل مویش پاپاراتزی ها را جذب نمی کند. یکی که بنای باشکو، پرغرور و باصلابتی است. یکی که مدام به تیم فکر می کرد و همیشه بزرگی می‌کند.

Image result for ‫خداحافظی جرارد‬‎

استیوی جی؛ مردی که هیچوقت تنها قدم نمی‌زند

 

افتخارات تیمی:

قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۵

قهرمانی جام یوفا در سال ۲۰۰۱

قهرمانی سوپرکاپ اروپا در سال ۲۰۰۱

قهرمانی FA CUP در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۶

قهرمانی لیگ کاپ در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ و ۲۰۱۲

قهرمانی جام خیریه در سال ۲۰۰۶

 

افتخارات انفرادی:

نفر سوم توپ طلا در سال ۲۰۰۵

بهترین بازیکن سال یوفا در سال ۲۰۰۵

بهترین بازیکن فصل از نگاه انجمن نویسندگان ورزشی در فصل ۲۰۰۵-۰۶

حضور در تیم منتخب فیفا در سالهای ۲۰۰۷، ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹

حضور در تیم منتخب یوفا در سالهای ۲۰۰۵، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷

بهترین بازیکن فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۵

بهترین پاسور لیگ انگلیس در فصل ۲۰۱۳-۱۴

بهترین بازیکن جوان فصل از نگاه انجمن نویسندگان ورزشی در فصل ۲۰۰۰-۰۱

۸ بار حضور در تیم منتخب فصل لیگ انگلیس از نگاه انجمن نویسندگان ورزشی در سالهای ۲۰۰۱، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۰۸، ۲۰۰۹، ۲۰۱۴

بهترین بازیکن فصل لیگ انگلیس از نگاه هواداران در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۹

جایزه افتخاری اتحادیه فوتبال نویسان در سال ۲۰۱۳

برترین بازیکن سال فوتبال ملی انگلستان در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲

بهترین بازیکن فصل باشگاه لیورپول در سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹

حضور در تیم منتخب MLS در سال ۲۰۱۵

2
دیدگاه بگذارید

برای نظر دادن لطفا وارد شوید
2 رشته نظرات
0 پاسخ های رشته‌ای
2 دنبال کنندگان
 
نظر با بیشترین واکنش
داغ‌ترین رشته نظر
2 نویسندگان نظر
رهام شاهینیمحمد مهربان نظردهندگان اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
به من اطلاع بده از
محمدرضا مهربانی فر
مدیر

مرد اخلاق

رهام شاهینی
عضو

اسطوره ای دوست داشتنی برای همه فوتبال دوستان ..